بهترین معادل برای «Data Science» در زبان فارسی چیست؟

dsfa

واژگان علم و فناوری در زبان فارسی (۱)

علوم داده در واژه‌نامه کمبریج، به عنوان استفاده از روش‌های علمی برای بدست آوردن اطلاعات مفید از داده‌های ذخیره شده در حافظه کامپیوتر – به ویژه مجموعه‌های بزرگ و حجیمی از داده –  تعریف شده است:

Data Science: the use of scientific methods to obtain useful information from computer data, especially large amounts of data.

این عبارت به شاخه جدیدی از علوم اشاره دارد که از آمار، علوم کامپیوتر و مسائل کاربردی حوزه‌های دیگر به وجود آمده و پس از سال 2010 میلادی مورد توجه زیادی در دنیا قرار گرفته است.

image | بهترین معادل برای «Data Science» در زبان فارسی چیست؟
جستجوی عبارت data science در متن کتاب‌های موجود در مخازن گوگل نشان از توجه فزاینده از سال 2010 به این موضوع دارد.

این متن مدعی است معادل مناسب برای Data Science در زبان فارسی، «علوم داده» است و تلاش می‌کند آن را با بررسی معادل‌های دیگر نشان دهد.

علم داده؟ علم داده‌ها؟ علوم داده؟ علوم داده‌ها؟

تقریبا تمام معادل‌های ممکن برای Data Science در زبان فارسی استفاده می‌شود. به این چند مورد توجه کنید:

  • در دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف رشته‌ای تحت عنوان «کارشناسی ارشد علم داده» تعریف شده و تمامی درس‌های مرتبط با آن مثل «مبانی علم داده»، «اصول و تکنیک‌ها در علم داده»، «علم داده در مهندسی نرم‌افزار» و «آداب در علم داده» به همین صورت آورده شده‌اند (+).
  • در دانشکده علوم ریاضی دانشگاه شهید بهشتی گروهی به نام «علوم داده‌ها و کامپیوتر» و بخشی تحت عنوان «کلینیک آمار و علم داده‌ها» به چشم می‌خورد (+ و +).
  • در دانشکده علوم و فنون فناوری‌های بین‌رشته‌ای دانشگاه تربیت مدرس رشته‌ای به نام «علم داده‌ها» وجود دارد (+).
  • در دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان در دوره کارشناسی ارشد برای رشته‌ای به نام «علوم داده» برنامه درسی معرفی شده است (+).

.

.

این گوناگونی به نام‌گذاری‌هایی که در دانشگاه‌ها شده محدود نمی‌شود. اگر به برنامه‌های درسی مصوب وزارت علوم نگاه کنیم، استفاده از عبارات متنوع در عنوان رشته‌ها همچنان قابل مشاهده است (+).

عنوان رشتهمقطع تحصیلیتاریخ تصویب زیر گروه تحصیلیشماره مصوبهگروه تحصیلی
ریاضی کاربردی گرایش علوم دادهکارشناسی ارشد ناپیوسته1396/09/04علوم ریاضی775علوم پایه
علم داده هاکارشناسی ارشد ناپیوسته1397/12/19آمار779علوم پایه
مهندسی کامپیوتر گرایش علوم دادهکارشناسی ارشد ناپیوسته1399/05/20مهندسی کامپیوتر788فنی و مهندسی
مهندسی فناوری علوم دادهکارشناسی ناپیوسته1401/03/29صنعت1251علمی و کاربردی
علم داده هاکارشناسی ارشد ناپیوسته1401/09/13آمار1253علوم پایه
علم داده هاکارشناسی ارشد ناپیوسته1402/07/16آمار1285علوم پایه
image 1 | بهترین معادل برای «Data Science» در زبان فارسی چیست؟
بررسی معادل‌های فارسی data science در گوگل ترند نشان می‌دهد همه ترکیب‌های ممکن در جستجوهای کاربران در گوگل آمده اما سهم «علم داده» و «علوم داده» از سایر موارد بیشتر است.

اما چرا بهترین معادل برای data science  در زبان فارسی «علوم داده» است؟  

تفاوت علم و Science

واژه‌های علم در زبان فارسی و Science در زبان انگلیسی تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. Science در واژه‌نامه مریام-وبستر به این صورت تعریف شده است:

a : knowledge or a system of knowledge covering general truths or the operation of general laws especially as obtained and tested through scientific method

b : such knowledge or such a system of knowledge concerned with the physical world and its phenomena : natural science

در کارکرد Science در زبان انگلیسی نوعی گرایش به آزمون‌وخطای مرسوم در علوم تجربی وجود دارد که در استفاده از واژه علم در زبان فارسی در بسیاری موارد دیده نمی‌شود.

لغت‌نامه دهخدا معنای علم در زبان فارسی را این گونه نقل می‌کند:

دانستن، یقین کردن، دریافتن، ادراک، استوار کردن، اتقان، معرفت دقیق و با دلیل بر کیفیات معینه و یا حضور معلوم نزد عالم، دانش و آگاهی و معرفت و شناسایی

سپس نمونه‌هایی از استفاده از واژه «علم» در ادبیات فارسی را مرور می‌کند. به این چند نمونه توجه کنید:

گر تو یکی خشک بید بی‌هنری
علم تو را سرو جویبار کند

ناصرخسرو (قرن پنجم هجری قمری)

علمِ بی حلم شمعِ بی نور است
هر دو با هم چو شهدِ زنبور است

سنایی (قرن ششم هجری قمری)

علم چون بر دل زند یاری شود
علم چون بر تن زند باری شود

مولوی (قرن هفتم هجری قمری)

سعدی بشوی لوح دل از نقش غیر دوست
علمی که ره به حق ننماید ضلالت است

سعدی (قرن هفتم هجری قمری)

علم بال است مرغ جانت را
بر سپهر او بَرَد روانت را

اوحدی مراغه‌ای (قرن هشتم هجری قمری)

علم به تقلید نیست علم به تحقیق
علم نخیزد مگر ز حجت و برهان

سید نصرالله تقوی (متولد ۱۲۴۱ شمسی)


مرور این اشعار به خوبی نشان می‌دهد که واژه علم در زبان فارسی به صورت تاریخی با آنچه در Science منظور می‌شود تفاوت دارد.

علم در زبان فارسی به صورت پیشوند با واژگانی همراه می‌شود که Science امکان هم‌نشینی با آن‌ها را ندارد و معادل‌سازی برای آن‌ها در زبان انگلیسی با واژگان دیگری انجام می‌شود. به عنوان نمونه «علم حقوق»، «علم اخلاق» و «علم تاریخ» ترکیب‌های متداولی در زبان فارسی هستند اما در زبان انگلیسی معمولا از Science برای اشاره به آن‌ها استفاده نمی‌شود. اگر این واژگان در زبان انگلیسی با کلمه science همنشین شوند، هدف تاکید بر نگاه به آن‌ها با رویکردهای تجربی است. اما در ترکیب‌هایی مانند «علوم عقلی»، «علوم نقلی»، «علم کلام»، «علم اصول»، «علوم غریبه» و «علم غیب» که همگی در زبان فارسی کاربرد دارند، امکان معادل‌سازی با واژه Science وجود ندارد.

به عبارت دیگر واژه علم، کارکردهایی در زبان فارسی دارد که به کلی با کارکرد Science در زبان انگلیسی متفاوت است. به همین جهت در معادل‌سازی برای Data Science، استفاده از اسم جمع «علوم» به جای اسم مفرد «علم»، تداعی‌های غیرمنظور را کمرنگ می‌کند. به همین جهت «علوم داده» ترکیب بهتری نسبت به «علم داده» یا «علم داده‌ها» است. از آنجا که یکی از معناهای «علم» در زبان فارسی دانستن و یقین پیدا کردن است و «داده» خود از جنس اطلاعات است و کم‌وبیش نوعی fact محسوب می‌شود و موضوع دانستن نیز به شمار می‌رود، ترکیب‌های «علم داده» و «علم داده‌ها» ممکن است با تداعی‌هایی مثل «آگاهی از داده‌ها» یا حتی «آگاهی از همه داده‌ها» و «به یقین رسیدن»، با شباهت پیدا کردن به معنای «علم غیب» وضعیتی طنزآمیز پیدا کنند.

بگذریم که مدل‌های زبانی بزرگ در سال‌های اخیر موفق شده‌اند چیزی از جنس «علم داده‌ها» به همین معنای اخیر را البته برای هوش مصنوعی محقق کنند. با این حال، این مسئله تغییری در تداعی‌های نامناسب این ترکیب به وجود نمی‌آورد. ناهمخوانی نهفته در ترکیب «علم داده‌ها» حتی می‌تواند عبارات متناقض‌تری مثل «علم داده‌های غیبی» را نیز در خود جای دهد و بر طنز موضوع بیافزایند.

سابقه استفاده از «علوم» برای معادل‌سازی science

استفاده از اسم جمع «علوم» در زبان فارسی در معادل‌سازی‌ science جا‌افتاده‌تر است. به عنوان نمونه در معادل‌سازی برای ترکیب‌های social science یا political science در زبان فارسی از «علوم اجتماعی» و «علوم سیاسی» استفاده شده چرا که عباراتی مثل «علم اجتماعی» و «علم سیاسی» نمی‌توانند موضوع بررسی علم را به درستی مشخص کنند و به خاطر انحرافی که در معنا ایجاد می‌کنند شانسی برای بقا نداشته‌اند.

ترکیب «علم سیاست» نیز در زبان فارسی استفاده می‌شود، اما بیشتر از آنکه به political science اشاره داشته باشد به politics اشاره دارد.  

شباهت به «علوم کامپیوتر» از نظر ماهیت کاربردی و بین رشته‌ای

استفاده از اسم جمع «علوم» برای به وجود آوردن ترکیب‌های اسمی مثل علوم کامپیوتر (computer science)، علوم غذایی (food science)، علوم زمین (earth science) نیز سابقه دارد.    

از معدود مواردی که اسم مفرد «علم» برای معادل‌سازی science در زبان فارسی فراگیر شده می‌توان از «علم مواد» برای معادل‌سازی materials science نام برد که آن نیز ممکن است به خاطر پرهیز از استفادۀ پشتِ سرِ همِ اسم جمع باشد.

اگر از این استثنا بگذاریم، تمرکز روی نامگذاری «علوم کامپیوتر» به عنوان شاخه‌ای جدید در علوم و الگویی برای پیدا کردن معادل مناسب برای Data Science می‌تواند راهگشا باشد.

نامگذاری علوم کامپیوتر

با به وجود آمدن نخستین کامپیوترها در نیمه قرن بیستم، حوزه‌ای جدید در علوم به وجود آمد. این حوزه جدید از میان حوزه‌هایی مثل منطق، ریاضیات گسسته و برق و الکترونیک برآمد و موضوع اصلی آن مطالعه مقوله‌هایی مثل اطلاعات (information) و پردازش (computation) و مسائل مرتبط با آن‌هاست. در برخی زبان‌های اروپایی واژه‌سازی برای نامگذاری این حوزه جدید، با تمرکز روی مقوله «اطلاعات» انجام شده است. به عنوان نمونه در زبان فرانسه از واژه informatique، در آلمانی از واژهinformatik  و در زبان ایتالیایی از informatica برای سخن گفتن از علوم کامپیوتر استفاده می‌شود. این رویکرد در عبارت «بیوانفورماتیک» که اشاره به استفاده گسترده از علوم کامپیوتر در زیست‌شناسی دارد، در زبان انگلیسی و همینطور زبان فارسی نیز جا افتاده است.

بر خلاف این موارد، در زبان انگلیسی واژه‌سازی نامگذاری این حوزه، از ریشه پردازش انجام شده است، اما نه با تمرکز مستقیم روی مقوله «پردازش» بلکه با تمرکز روی ابزاری به نام computer که تمامی این مفاهیم، روش‌ها و فنون مرتبط حول آن گرد آمده است. کامپیوتر چیزی است که در کانون این حوزه جدید قرار دارد و نامگذاری به گونه‌ای انجام شده که مجموعه متنوع علوم و فنون مرتبط با آن را در بر بگیرد.

Data Science نیز از این نظر شبیه Computer Science است، چراکه «داده» در کانون آن قرار دارد و مجموعه متنوعی از علوم و فنون را که برای توسعه و بهره‌برداری از آن استفاده می‌شود، در بر می‌گیرد. به همین خاطر «علوم داده» در مقایسه با «علم داده» معادل بهتری برای Data Science است؛ همانطور که «علوم کامپیوتر» معادل بهتری برای Computer Science در مقایسه با «علم کامپیوتر» است و به صورت تاریخی نیز در ایران به خوبی جا افتاده و فرهنگ‌ساز بوده است.

جمع‌بندی و کلام آخر

در گزینه‌های موجود، بهترین معادل برای Data Science در زبان فارسی «علوم داده» است. به گزینه‌های دیگر اشکالاتی وارد است که در استفاده از علم به صورت اسم جمع تلاش شده تا حد ممکن راهکارهایی برای مواجهه با آن‌ها اندیشیده شود. اگر آنچه در گذشته در زبان فارسی متعارف بوده و به نوعی عرف زبانی تبدیل شده را معیار قرار دهیم، می‌توان به اختصار گفت علوم داده ترجمه بهتری از علم داده است همچنان که علوم کامپیوتر ترجمه بهتری از علم کامپیوتر  بوده است.

ممکن است برخی تصور کنند وقتی قریب به اتفاق ادبیات این حوزه ترجمه است، تفاوت چندانی ندارد چه واژه‌ای برای معادل‌سازی به کار گرفته شود. اما این تمام مطلب نیست. هیچ حوزه‌ای از علوم و فناوری در کشور توسعه پیدا نمی‌کند و به پایه‌ای برای آبادانی و رشد بدل نمی‌شود، مگر آنکه زبان و ادبیات آن نیز به تناسب توسعه پیدا کند.

علم و فناوری در محدوده زبان و فرهنگ گسترش پیدا می‌کنند و اگر ارتباطشان حفظ نشود، در رشد فکری و فرهنگی تاثیری نخواهند داشت.

دیدگاه‌ها

یک پاسخ

  1. من که به قول شما علوم کامپیوتر خوندم،‌بنظرم این اسم اشتباه هست. واقعا جمع بی‌معنی هست. کل این بسته رو می‌شه علم در نظر گرفت. هر واحد از این بسته ممکنه در رشته دیگری هم وجود داشته باشه. مثالا در رشته فیزیک، ریاضی یا مهندسی کامپیوتر. این در حالی هست که یک چیز واحد هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors